تبليغاتX
http://aftabirani.blogfa.com

http://aftabirani.blogfa.com

عشقم

لطفا زود قضاوت نفرماييد

 

غصه نخور اي دل بي كسم.

گريه نكن گلم همه كسم.

رسم دنيا  بي وفايي دلكم.

دل من بغضتو بشكن غريبگي نكن با من ببار مثل ابر بهاردلكم.

اوني كه تو رو شكسته خدا جوابشو مي ده ببار مثل ابر بهار دلكم.

غصه نخور اي دل بي كسم.

گريه نكن گلم همه كسم.

رسم دنيا  بي وفايي دلكم.

دل من بغضتو بشكن غريبگي نكن با من ببار مثل ابر بهاردلكم.

اوني كه تو رو شكسته خدا جوابشو مي ده ببار مثل ابر بهار دلكم.

 

 

خداجون متشكريم كه چشم دادي بهمون واسه گريه كردن و ديدن اين دنياي زشت

مرسي كه پا به ما دادي واسه ي سگ دو زدن واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت.

آخه شكرت اي خدا واسه جهان به اين بدي چي ميشد اگه دست به ساختنش نمي زدي.

خدا جون ممنون از اين كه دو تا دست دادي به ما تا رو به هر مترسكي دراز كنيم

خدا جون مرسي از اين دلي كه تو سينمونه مي تونيم دل يكي ديگه رو بازيچه كنيم

آخه شكرت اي خدا واسه جهان به اين بدي چي مشد اگه دست به ساختنش نمي زدي

خدا جون ممنون از اين كه دو تا دست دادي به ما تا رو به هر مترسكي دراز كنيم

خدا جون مرسي از اين دلي كه تو سينمونه  مي تونيم دل يكي ديگه رو بازيچه كنيم

آخه شكرت اي خدا واسه جهان به اين بدي چي ميشد اگه دست به ساختنش نمي زدي.

 

 لطفا زود قضاوت نفرماييد. لطفا همديگر را دور نزنيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:19  توسط آفتاب ایرانی  | 

 

سلام به همه دوستاي گلم .

  يه خبر داغ   ......

دوستان گلم من و عشقولي امروز خيلي خوشحاليم  مي دونيد چرا؟

من و عشقولی امروز وارد اولين سالگرد ازدواجمون شدیم !!   

 

اينم كادوي عشقولي به من            اينم كادوي من به عشقولي

 

 

 

عزیزم بهترین انتخاب عمرم همراه شدن با تو در مسیر زندگی است

هر چیز خوبی در دنیا فقط یکیست ٫ 26 شاخه گل به خاطر ۲۶ مهر ماه  به مناسبت اولين سالگردازدواجمان تقدیمت میکنم ٫

26 مهر و 29 مهر  یاد آور  بهترین انتخاب زندگی ام را فراموش نمی کنم

 

 

 

مهربان ترینم وقتی تو با منی ٬ سرود و شادی با من است

در ضمیرم نقش تو را بر قلبم حکاکی کردم و هر لحظه دلم به یاد تو میتپد

در قلب من آفتاب تابان باش .

 26 مهر ماه سالروز ازدواجمان را عاشقانه تبریک میگویم

 

 

متن  زير يه كم خصوصي شما دوستاي عزيزم لطفا نخونيد::: 

عسل مسلم بدون که خیلی موست دارم قد یه دنیا

میدونم گاهی بد میشم و غرغرو مي شم ها و  اذیتت می کنم بخاطر علاقه زیاده حالا توی دلت نگی این علاقه بخوره توی .... میدونم تو اینقدر ماهی و باگذشت که از این حرفا نمی زنی

دوست دارم اندازه یه قابلمه نه یه عالمه

نه هرچی دوستم داشته باشی یه دونه بیشتر موست دارم

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 13:54  توسط آفتاب ایرانی 

امروز اولين سالگرد ازدواج من و همسرم....

امروز اولين سالگرد ازدواج من و همسرمه

خدايا از اين كه به ما اين همه محبت داري ممنونتيم

از اين‌كه دل‌هاي ما رو لبريز از عشق و محبتي ابدي نسبت به همديگه كردي سپاسگزاريم

خدايا از اين كه بهترين همسر دنيا را به من هديه كردي هميشه شكرگزارتم

خدايا ممنونم كه به من موهبت سعادت رو عنايت كردي

خدايا خوشحالم و شاكر از اين كه سعادت ما رو ماديات تحت تاثير قرار نداده

خدايا خوشحالم از اين كه مي‌تونيم بخنديم

خدايا شاكرم كه مي‌تونيم با هم در نهايت محبت و صفا حرف بزنيم

خدايا خوشحالم از اين‌كه خانواده‌هايي داريم با محبت و صفا

خدايا به خاطر همه چيز ممنونم

همسر عزيزم از بودن در كنارت احساس خوشبختي و افتخار مي‌كنم و دوستت دارم و اين دوستي و عشق هر روز رشد مي‌كند و بيشتر مي‌شود

شاد باشي و سلامت

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 13:28  توسط آفتاب ایرانی  | 

اينجا ايران است

اینجا ایران است. حکومتش ،حکومت امام زمان است.بر مبنای قرآن است. رهبرش ،رهبر مستضعفین جهان است. قوت غالب مردم نان است. بهای نان،به قیمت جان است. ثروتش برای فلسطینیان است.دانشگاهش ،ستاره باران است. جای روشنفکرانش ، زندان است. هر که فریاد بزند ،از کافران است. سکوت نشانه مسلمان است. شرکت در راهپیمایی بزرگترین نشانه ایمان است.آنچه روز به روز ارزان می شود جان انسان است. ، ایرانی این را برای ایرانیان بفرست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 10:40  توسط آفتاب ایرانی  | 

ازدواج خر

 

خر جوانی میخواست زنی اختيار کند. سر انجام مادر خويش را مجبورکرد که به خواستگاری ماچه خر همسايه برود. مادر که پاردُمش از گردش روزگارساييده شده بود به اوگفت : الاغ جان ، برای ازدواج بايد مغز خر و دل شير داشت، می دانم که اولی را داری ولی از داشتن دومی بيم دارم .

نره خر که از عطر يونجه زار و بوی دلدار سرمست بود، پاسخ داد : مادرجان به خود بيم راه مده ،هرچه خواهی از مرحوم پدر به ارث برده ام، ديگر نگران چه هستی ،اکنون آنچه می توانی در حق اين خرترين انجام بده که يار چشم انتظار است و رقيب بسيار.

سرانجام مادر با اکراه به خواستگاری رفت و پس از چندی به ميمنت و مبارکی خطبه عقد جاری شد و زندگی سرشار از خريت آنها آغاز گرديد و اينک ادامه ماجرا...


چون که شد صيغه عاقد جاری                      هر دو گشتند خر يک گاری

بعد آن وصلت خوب و خَرَکی                         هردو خوشحال وليکن اَلَکی
هر دو خرکيف ازين وصلت پاک                 روز وشب غلت زنان در دل خاک
نرّه خر بود پی ماچۀ خويش                        آخورش چال ، علف اندر پيش
ماچه خر با ادب و طنّازی                           داشت می داد خرک را بازی
بُرد سم های جلو را به فراز پوزه                   چرخاند به صد عشوه و ناز


گفت به به چه خر رعنايی                          مُردم از بی کَسی و تنهايی
يک طويله خری ای شوهر من                     تو کجا بوده ای ای دلبر من
بين خرها نبود عين تو خر           آمدی نزد خودم بی سر خر
نه بود مادر تو در بر من           نه بود خواهر تو سرخر من
چون جدا گشتی از آن جمع خران            کور شد چشم همه ماچه خران
بعد ازين در چمن و سبزه و باغ           نيست غير از من و تو هيچ الاغ


يونجه زاريست در اين دشت بغل           ببر آنجا تو مرا ماه عسل
زود می پوش کنون پالون نو           پُر بکن توبره از يونجه و جو
باز شد نيش خر از خوشحالی             گفت به به چه قشنگ و عالی
عرعری کرد به آواز بلند            هردو از فرط خريّت خرسند
ماچه خر بود پر از باد غرور              که عجب نره خری کرده به تور
بعد ماه عسل و گشت و گذار           نره خر گشت روان در پی کار
شغل او کارگر خرّاطی             گاه می رفت پی الواطی


نره خر چون خرش از پل رد شد           با زن خويش شديداً بد شد
عرعر و جفتک او گشت فزون           دل آن ماچه نگو، کاسۀ خون
ماچه خر گشت، بسی دل نگران           چه کند با ستم نرّه خران
مادرش گفت کنون در خطری           زود آور به سرش کره خری
ميخ خود گر تو نکوبی عقبی           مگر از بيخ تو جانا عربی
ماچه خر حرف ننه باور کرد           پالون تاپ لِسَش دربر کرد


دلبری کرد به صد مکر و فسون           ماچه خر ليلی و شوهر مجنون
بعد چندی شکمش باد نمود           از بد حادثه فرياد نمود
گشت آبستن و زاييد خری           شد اضافه به جهان کره خری
نره خر ديد که افتاده به دام           جفتک خويش بيافزود مدام
ماچه خر داد ز کف صبر و شکيب           در طويله تک و تنها و غريب
يک طرف کره خری در آغوش           بار يک نره خری هم بر دوش


گشت بيچاره، چو اين کاره نبود           جز طلاق از خرنر چاره نبود
کرد افسارو طنابش پاره شد           جدا ماچه خر بيچاره
تازه فهميد که آزادی چيست           درجهان خرمی و شادی چيست
ديگر او خر نشود بيهوده           تازه او گشته کمی آسوده
هرکه يک بار شود خر، کافيست           بيش از آن احمقی و علافيست
مغز خر خورده هرآنکس که دوبار           با خری باز نهد قول و قرار
گفتم اين قصه که خرهای جوان           پند گيرند ز ما کهنه خران

 نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:21  توسط آفتاب ایرانی  |