آفتاب ایرانی

زندگي من و عشقم.همسري عزيزم

بیوگرافی عبدالرضا زهره کرمانی

 

نام: عبدالرضا زهره کرمانی

تاریخ تولد: 1354

...............................................

متولد 1354 در کرمان. فارغ التحصیل رشته تدوین از مرکز اسلامی  آموزش فیلمسازی. دوره بازیگری را در کلاسهای کارگاه آزاد بازیگری  گذراند.

با حضور در فیلمهای ملاقلی پور به سینما راه یافت. بازی در نقش امیربهادر در اپیزود اول فیلم نسل سوخته او را به عنوان بازیگری توانا معرفی کرد. اما شاید با حضور در مجموعه تلویزیونی غریبه بود که شناخته شد. آخرین حضور سینمایی او بازی در نقش کوتاهی در فیلم قارچ سمی ساخته ملاقلی پور است.

 

عبدالرضا زهره كرماني از جوانان بازيگر كشور است كه او را بارها در فيلم ها و سريال هاي مختلف ديده ايم .
غريبه يكي از كارهايي بود كه زهره كرماني توانست در آن بدرخشد . گزيده كار است و جدا از بازيگر ي خودش فيلمسازي هم مي كند و تا كنون چند كار را تجربه كرده و پر از ايده و برنامه است و دلش مي خواهد كارهاي بزرگي انجام دهد اما ...
گفتگوي آفتاب ایرانی را با اين هنرمند جوان بخوانيد كه اميدواريم مورد توجه تان قرار بگيرد .
• فعاليت فرهنگي را از چه زماني شروع كرديد ؟

برمبناي آن تعريفي كه عامه مردم از بحث فرهنگي و هنري دارند ، از موقعي كه خودم را شناختم در حال انجام دادن يك سري كارهاي فرهنگي بودم . دوران راهنمايي و دبيرستان مشغول تئاترهاي مدرسه بودم . فيلمسازي آماتور را در انجمن سينماي جوان آموختم كه بعدها به فيلمسازي در حد كوتاه و بلند تبديل شد .

 

• چطور مي توانيم به سينماي ارزشي دست پيدا كنيم ؟
اينكه چكار كنيم يك بحث طولاني مي طلبد اين بحث ، بحثي تخصصي است . اي كاش ما خيلي از كارها را انجام نمي داديم . من مي گويم همه نوع ژانري اعم از سينماي اجتماعي ، طنز ، كمدي و ...داشته باشيم نه اينكه فقط به سينماي دفاع مقدس بپردازيم . ما بايد به كارگر دانهاي اين نوع فيلم ها بها دهيم . شايد آقاي x بتواند فيلم جنگي خوب بسازد ولي نتواند فيلم اجتماعي خوبي بسازد . اين اتفاق بارها در سينما رخ داده است . اگر هر کسي جاي خودش باشد دنيا گلستان مي شود .
• بازيگري را چطور تعريف مي كنيد ؟
بازيگري از ديد من يك جور شاعري و زندگي كردن است . به نظر من ، فارغ از خيلي چيزهايي كه به ما ديكته مي كنند ، همه بازيگر يم و در آن شكي نيست ، جدا از اينكه ما همه بازيگر خداييم .

• ما همه به خاك و شهرمان وابستگي خاصي داريم ، به عنوان يك هنرمند كرماني بعد از حادثه بم چه احساسي داشتيد ؟
به هر حال اين احساسي است كه همه مردم دارند ، ما با يك مقوله اي به اسم مرگ سالهاي گذشته خيلي آشنا شديم . وليكن بازهم مرگ هاي اين چنيني و جمعي از هر ديني ، قومي و مليتي باشند روي آدم تأثير مي گذارد و بر دل سنگيني مي كند و فرقي هم نمي كند كه اين اتفاق كجاي دنيا باشد و تو كجاي دنيا ناظر اين اتفاق باشي . حال آن كه من كرماني هستم و يك عرق خاصي نسبت به شهرم و ارگ بم دارم . من يك فيلمي به اسم مرواريد كوير ساختم كه قصه اش ، قصه ارگ بم است و تأثيرات خاصي روي من گذاشته است و در همين ارتباط من كه اصلا دغدغه خوانندگي در اين عرصه نداشتم ، رفتم و يك همذات پنداري با مردم بم كردم و يك كليپ به اسم خانه اميد ساختم .
• الآن به نظر شما شرايط بم به شرايط سابق برگشته است ؟
مطمئنا نه ! به هر حال خيلي طول خواهد كشيد تا برگردد به آن بم . شايد بمي باز سازي شود بهتر از آن بم ، ولي مطمئنا بم قبل نخواهد شد و من در اين شك ندارم .
• در بين صحبتهايتان به كلمه مرگ اشاره كرديد ، اگر امروز به شما الهام شود كه آخرين روز زندگي تان است چه كار مي كنيد ؟
منطقي بايد به اين قضيه نگاه كنيم ، اگر در آن مد باشيم كه به ما الهام شود حتما خيلي بندگان خوبي بوده ايم . هر چند مي گويند به همه آدمها الهام مي شود كه مرگشان نزديك است .
• چرا ؟
بايد سكوت كني سالش باشد . در اين لحظه همه چيز در ذهنمان به هم مي ريزد و به نظر من بهترين چيز سكوت است . اين سكوت مي تواند 5 دقيقه باشد و يا يك ثانيه و يا مي تواند كشوتي باشد كه به مرگ منتهي شود .
• جنابعالي ديد بهتري نسبت به كرمان و ارگ بم داريد ، ارگي كه كاملا از خشت بود و ما عزيزان زيادي را در آن از دست داديم . اما علي رغم اينكه از طريق رسانه ها بارها اعلام شده بود كه زلزله اين منطقه را تهديد مي كند به اين موضوع توجهي نشد ،
• در اين خصوص انتقاد يا پيشنهادي نداريد ؟
بهتر است كه نمك روي زخم هيچكس نپاشيم ، 4 سال است كه از اين حادثه غمناك مي گذرد بناي بم و بسیاري از شهر هاي اطراف استان كرمان خشتي بود و يك زلزله با اين وسعت آن سقف هاي گنبدي و كاه گلي را به هم ريخت . از سويي اگر در قياس بخواهيم نگاه كنيم من بيشتر از ساختمانهايي كه با تير آن در تهران بزرگ ساخته شده حراس دارم . آن بناي خشت و گلي حتي علي رغم قدمت و فرسودگي كه داشته يك جورايي توانمند تر بوده است . خدا كند اين اتفاق هيچ جا نيفتد و اگر چنين حادثه اي پيش بيايد وامصيبتا به هر حال بايد پيشگيري كنيم و اين پيشگيري بايد اساسي باشد .
• چقدر اهل ريسك هستيد ؟
اگر موقعش باشد ريسك مي كنم .
• حتي اگر موجب شكست شود ؟
من براي بازي در يك سري نقش ها نمي توانم نه بگويم و دوست دارم از اين كارها بازي كنم كما اينكه بعضي وقتها اتفاق افتاده در يك مقطعي به من گفته اند چهره ات براي نقش منفي جواب مي دهد و من پذيرفته ام به هر حال نگاه ها متفاوت است و من ريسك كردن را تا حدي كه بدانم از اين طريق پيشرفت مي كنم انجام مي دهد .
• بيشتر دوست داريد چه نقش هايي را ايفا كنيد ؟
خيلي از مردم من را مي شناسند . هيچ كس من را با هيوا يا نسل سوخته نشناخت . همه من را با سريال غريبه مي شناسند ، اين براي من يك جورهايي درد آور است ولي از يك طرف عامه اينطور ي دوست دارند . مردم مرا با يك كاري مثل غريبه مي شناسند ، غريبه اي كه شخصيتي دو وجهي داشت از ديد مردم شخصيتي كه هم خوب است و هم بد ، ولي در كل مردم نگاهشان به شخصيت منفي نگاه مثبتي نيست . من براي يك كار در ميدان هفت تير نزديك بود كتك بخورم چون نقش منفي بازي كرده بودم ، حالا هر چند از ديد خودم اين كارها توانسته تأثير بگذارد البته در ممالك خارجي اينطوري نيست . اگر شخصيت پردازي درستي روي نقش منفي صورت بگيرد خارج از آن سخت هاي منفي كه در خيلي از كارها مي بينم رسيدن به آن سخت تراست .
• بچه كجاييد ؟ ايران
• دوست داشتيد كجايي بوديد ؟ از اين كه هستم راضيم .
• بهترين دوست ؟ اگر پيدايش كني ، خود آدم
• سختي ؟ بهترين چيزها سخت ترين آنهاست .
• بهترين نويسنده ؟ ژوزه ساراماگو
• بهترين كارگردان ؟ كسي كه زماني را كه در آن زندگي مي كند خوب بشناسد .
• تهيه كننده ؟ كسي كه به آدم هايي كه زمانه را خوب مي شناسند و كارشان را بلدند كار مي كند .
• بازيگردان ؟ كاپيتان كشتي
• عكاس ؟ منجمد كننده يك لحظه جهت ثبت تا ابديت
• خبرنگار ؟ دوست و دشمن
• سرقت ؟ معضل اجتماعي
• قتل ؟ خوي حيواني
• پليس 110 ؟ صدو ده اش را چن اسم آقا امام علي (ع) است خيلي دوست دارم .
• شب ؟ مرور افكار روزانه
• خرمشهر ؟ پاره تن ايران
• جنگ ؟ در آرزوي دنياي بي جنگم
• شلمچه ؟ گذر عاشقي
• دشمن ؟ دشمنت را دوست بدار
• جانباز ؟ سنبل استقامت
• شهادت ؟ بهترين راه رسيدن
• خدا ؟ تنها مأمن و ياور

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت 8:2  توسط آفتاب ایرانی  |